مطالعه در مسیر توسعه جوامع محلی
۱۷ /۰۹ /۱۴۰۱
15 آذر 1401

اجلاس بعدی کاپ باید تنها بر تضمین پرداخت ها و مسئول نمودن بی انگیزه ها تمرکز کند

کنفرانس­های “کاپ” برگرفته از عبارتConference of the Parties و یا به عبارت دقیق­تر Conference of the Parties to the United Nations Framework Convention on Climate Change (کنفرانس اعضای کنوانسیون چارچوب سازمان ملل متحد در مورد تغییر اقلیمی) دنباله تلاش های ملل متحد برای انجام اقدامات پیشگیرانه‌ جهت پیش‌بینی، جلوگیری یا به حداقل رساندن علت های تغییر اقلیمی و کاهش اثرات سوء در قالب کنوانسیون تغییرات اقلیمی ۱۹۸۹ و اجلاس های بعدی نظیر کنفرانس پاریس است. مقاله حاضر با دیدگاهی مطالبه گر به تلاش های اخیر در برابر تغییر اقلیم و از جمله کنفرانس تغییر اقلیم ۲۰۲۲ در شرم الشیخ مصر تحت عنوان کاپ ۲۷ می نگرد. نویسندگان هندی مقاله به ویژه بر لزوم نقش آفرینی بیش تر و شایسته تر کشور خود در این عرصه به عنوان یک اقتصاد نوظهور تاکید می ورزند.  آرونابها گهوش مدیر عامل و شکها بهسین مدیر ارشد شورای انرژی، محیط زیست و آب است. 

مذاکرات اقلیمی تمایل دارد که بیش تر با کلمات درگیر شود تا عمل؛ اما گاهی اوقات واقعیت به شما تلنگر می­زند. یک سال ویرانگر از امواج گرما، خشکسالی، محصولات ضایع شده، سیل های شدید و … نمی­توان آسیب های مربوط به وضعیت آب و هوا بر زندگی و معیشت را نادیده گرفت. آخرین دور گفتگوها (کاپ ۲۷ در مصر) با اندکی امید آغاز شد و (دو روز فراتر از برنامه) به شکلی کم فروغ به پایان رسید.

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

 

02 آذر 1401

روایت تارنمای مرکز توسعه جهانی از ابتلای به مسمومیت سرب

مسمومیت با سرب بسیار ناگوار است.  مسمومیت سرب یک حمله چند جانبه و دائمی را به سلامت کودکان به ویژه به رشد مغزی و عصبی – در سال‌های اولیه آسیب‌پذیری و شکل‌گیری رشد به کودکان وارد می­سازد . مسمومیت با سرب در دوران کودکی اثرات مادام العمر دارد: نقص های شناختی، سطح تحصیلات پایین تر و اختلالات رفتاری از این قبیل اند.

بر اساس تخمین‌هایی که به طور گسترده منتشر شده، یک کودک از هر سه کودک در سراسر جهان یا در مجموع حدود ۸۰۰ میلیون نفر دچار  مسمومیت با سرب اند. تقریباً همه این کودکان در کشورهای با درآمد کم و متوسط ​​زندگی می کنند . حتی قرار گرفتن در معرض مقادیر بسیار کمی از سرب که با چشم غیرمسلح غیر قابل دیدن است؛ می تواند در دوران کودکی ویرانگر باشد.

برای از بین بردن مسمومیت با سرب، باید بفهمیم که این برخوردهای “کوچک” اما بسیار مهم با سرب از کجا می‌آیند؛ یعنی شناسایی و از بین بردن منبع آلودگی.

 

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

25 آبان 1401

چه نقشی فرهنگ در توسعه بازی می کند؟

به طور معمول اقتصاد دانان از درگیر شدن در موضوع نقش فرهنگ در اقتصاد پرهیز می کنند؛ اما آن گونه که نویسنده مقاله حاضر استدلال می کند رابطه فرهنگ و توسعه به این سادگی ها هم نیست. نویسنده مقاله آقای آگوستو لوپز-کلاروس اقتصاد دان بین المللی و در حال حاضر مدیر اجرایی و رییس مجمع حکمرانی جهانی در بانک جهانی است. وی در زمان نگارش این مقاله (۱۰ دسامبر ۲۰۱۴) مدیر شاخص های جهانی و  تحلیل در بانک جهانی بود. این مقاله با همکاری وبلاگ  “The World Bank’s Let’s talk Development “ منتشر شده است.

تاکنون به دلایل گوناگون، اقتصاددانان از درگیر شدن بسیار در مفهوم فرهنگ و رابطه آن با توسعه اقتصادی اجتناب کرده اند. یک پذیرش عمومی وجود دارد که فرهنگ باید در هدایت یک جمعیت در یک مسیر خاص نقش داشته باشد، اما همان گونه که لندز (۱۹۹۸) اشاره می کند، ناخشنودی از انتقادهای گاه و بیگاه از برخی فرهنگ ها، گفتمان عمومی گسترده تر را نسبت به موضوع ارتباط فرهنگ با توسعه دلسرد کرده است. ما در مقاله‌ اخیر نقش فرهنگ در توسعه اقتصادی بحث می‌کنیم که این موضوع، موضوع ساده­ای نیست.

در آغاز بحث، شخص با معضلات تعریف موضوع مواجه می شود. هرچه این تعریف جامع تر باشد، در توضیح الگوهای توسعه کم تر کمک می کند. اقتصاددانان تمایل دارند فرهنگ را به صورت محدود تعریف کنند:

باورها و ارزش‌های عرفی که گروه‌های قومی، مذهبی و اجتماعی نسبتاً بدون تغییر از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌کنند“.

نویسنده: آگوستو لوپز-کلاروس

منبع: تارنمای مجمع جهانی اقتصاد

مترجم: حمیدرضا زرنگار

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

14 آبان 1401

شرکت های سهامی زراعی مدل توسعه اگروپولیتن در ایران (بخش دوم)

مطلب حاضر در دنباله بخش اول بررسی شرکت­های سهامی زراعی از نقطه نظر مدل توسعه اگروپولیتن در ایران ارائه می­شود. در اینجا بحث شرکت های سهامی زراعی به عنوان الگوی  کشاورزی  صنعتی و تجاری در چارچوب تیپولوژی نظام بهره برداری، طرح و ویژگی های اختصاصی و عمومی و ساختارها و سازمان کار و ابعاد شرکت­های سهامی زراعی خضری و اسلام­آباد خراسان به عنوان موردهای مطالعاتی در دو بعد سازمان کشاورزی مدرن و ابعاد شهرنشینی و ویژگی­های شهری شهرک­های کشاورزی محدوده فعالیت آن­ها، به بحث گذاشته می­شود. در نهایت بر اساس تعاریف و معیارهای توسعه اگروپولیتن شرکت­های سهامی زراعی  به عنوان مدل توسعه متوازن شهر-روستا و با تکیه بر نظام شهرک­های کشاورزی یا اگروپولیتن معرفی می­­­شوند. روش­های پژوهش در تدوین این مقاله، مطالعات اسنادی و بررسی­های میدانی و مشاهده و تحلیل عناصر یک نظام اگرو پولیتن بوده است.

محدوده مورد مطالعه

منطقه تحقیق در این پژوهش دو شهر کشاورزی بخش نیمبلوک شهرستان قائن استان خراسان جنوبی است. طبق آخرین تقسیمات کشوری، این  استان دارای ۱۱ شهرستان، ۲۵ بخش، ۶۱ دهستان و ۲۸ شهر است. شهرستان قائن شامل سه بخش مرکزی، نیمبلوک و سده می باشد.  بخش نیمبلوک متشکل از دو دهستان نیمبلوک به مرکزیت شهر نیمبلوک و دهستان کرغند به مرکزیت روستای کرغند است و شهرهای این بخش نیز شهر خضری دشت بیاض (محل استقرار سهامی زراعی خضری) به عنوان مرکز بخش و شهر نیمبلوک(محل استقرار سهامی زراعی اسلام آباد)  می باشند.

 

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

22 مهر 1401

شرکتهای سهامی زراعی مدل توسعه اگروپولیتن در ایران (بخش اول)

این مقاله به دنبال طرح این نظریه است که شرکت های سهامی زراعی مدل توسعه اگروپولیتن (شهرک های کشاورزی) در ایران بوده ­اند. سرمایه­ گذاری های بسیار متمرکز درمناطق شهری به اثر رخنه به پایین برای مناطق روستایی منجر نگردید؛ از این روی دیدگاه­ هایی پا گرفت که پیوندها با اقتصاد شهری را به حداقل و خودکفایی مناطق روستایی را به حداکثر برسانند. با این وجود بعضی اندیشمندان مخالف این  دیدگاه می باشند و استدلال  می­کنند که مناطق روستایی نمی­توانند یک اقتصاد شهری را باز تولید نمایند؛ زیرا تمرکز جمعیت، لازمه تولید کالاها و خدمات متنوع برای برآوردن نیازها و خواسته­های مردم می باشد. در عوض رشد اقتصاد روستایی پایدار باید از طریق تخصصی کردن کالاهایی که در آن مناطق مزیت نسبی دارند تعقیب و پیگیری شود. تنها، جریانی متعادل، می تواند به پیوند سالم بین روستا و شهر از طریق توسعه مناطق یا مراکز شهری کوچک کمک نماید. این مراکز شهری کوچک نقش تأمین کننده خدمات شهری و همچنین نقش گرد­آورنده و فرآورنده محصولات روستایی را بر عهده دارند. این مراکز شهری کوچک همان اگروپولیتن­ها هستند. چارچوب نظری این مقاله بر اساس دیدگاه­ها و نظریات روندینلی، فریدمن و داگلاس،پرادهن،تعاریف MOA، سائف الحکیم ، انور، راستدی، جونگ و اسمیت شکل گرفته است. این مقاله بخش اول از دو مقاله در موضوع ماهیت و ارزیابی عملکرد شرکت­های سهامی زراعی در کشورمان است. قرار است در بخش دوم این مقاله در نوبت بعدی، پس از بحث و بررسی و تحلیل آرا، تعریف آگروپولیتن، هدف توسعه اگروپولیتن، و معیارها و ملاک های اگروپولیتن بر اساس تجربه دو شرکت سهامی زراعی در استان خراسان جنوبی مورد بررسی و جمع بندی قرار گیرند.

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

18 شهریور 1401

الگوهای خریدار محور، کاربرد تامین مالی زنجیره ارزش در کشاورزی قراردادی

سلسله تحریم های ایالات متحده؛ جریان سرمایه در حلقه های مختلف زنجیره ارزش محصولات صادراتی کشور را مانند زعفران، پسته و دیگر محصولات صادراتی و به معنای وسیع کلمه تامین مالی زنجیره ارزش محصولات کشاورزی صادراتی  دچار اختلال نموده است.

به دیگر سخن، عمده ­ترین خدمات مالی و ابزارهای خدمات حمایتی موجود در زنجیره ارزش با توجه به نیازهایی که هر محصول در فراگرد صادرات با آن روبرو است و در بطن زنجیره ارزش آن محصول صادراتی وجود دارد؛ از قبیل نیاز برای تامین مالی بهنگام، نیاز برای فروش ایمن و تعدیل ریسک، محرک ها، فرآیندها و منابع دچار محدودیت­هایی شده و در بهره­وری زنجیره ارزش محصول صادراتی موجب کژکارکرد گشته و الگوی متعارف تجارت بین المللی کشاورزی بازرگانان ایرانی و حتی عملیات کسب و کار را دچار اعوجاج نموده است. در این شرایط ما نیازمند تمهیداتی از این دست هستیم:  

– اتخاذ رویکردهای جدید تجارت محصولات کشاورزی برای حمایت از تولید کنندگان، بازرگانان، فرآوری کنندگان، عمده فروشان و سایر فعالان سنتی بازار.

– حرکت به سمت یک الگوی ارتباطی “خریدار- فروشنده” یکپارچه.

– قراردادهایی با پشتوانه قوی حقوقی برای تولید و فروش.

–  ارتباط بلندمدت و اغلب غیررسمی بر پایه اعتماد و وابستگی متقابل.

–  و سرمایه­ای که توسط یکی از گروه های خریدار به نفع تولیدکننده (هم خرده پا . هم بزرگ مالک) به­کار  گرفته شود.

تجربه سازمان مرکزی تعاون روستایی در کنترل مازاد تولید سیر در بهار ۱۳۹۸ و سونامی گوجه فرنگی در تابستان و زعفران در پاییز همان سال،  نشان داد که شبکه بزرگ تعاونی های روستایی کشور و نهادهای تنظیم بازار متولی در بخش کشاورزی باید در  هنگام اوج عرضه خود را آماده بحران های ادواری مازاد تولید و سقوط آزاد قیمت ها نمایند.

 

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

20 مرداد 1401

الگوی جدید حفاظت چگونه است؟ آیا می توانیم شرایط را برای حفاظت استعمار زدا ارتقا دهیم؟

الگوی جدید حفاظت چگونه است؟ آیا می توانیم شرایط را برای حفاظت استعمار زدا ارتقا دهیم؟

انتشار اخبار مربوط به اخراج خشونت آمیز مردمان قبیله ماسایی از سرزمین اجدادی خود در تانزانیا در این هفته ما را در مورد موضوع حفاظت از محیط زیست به اندیشه واداشت. بدیهی است که الگوی فعلی حفاظت (دست کم الگوی اصلی حفاظت) در ارائه نتایج وعده داده شده خود شکست خورده است و اغلب ضرر می رساند تا فایده. می‌خواستیم امروز کمی وقت بگذاریم و این موضوع را بررسی کنیم که یک الگوی حفاظت‌ استعمار زدایی شده چگونه می‌تواند باشد و چگونه می‌توانیم گام‌هایی را در جهت تغییر نحوه عملکرد حفاظت برداریم. اول، کمی پیشینه موضوع. 

بیش تر فعالیت های حفاظتی که امروزه بودجه کلان دریافت می‌کند همان چیزی است که بسیاری از سازمان‌ها آن را الگوی قلعه یا حفاظت استعماری می‌نامند. موسسه بقای بین المللی این الگو را این گونه تعریف می کند:

“حفاظت استعماری که به عنوان حفاظت از قلعه نیز شناخته می­شود، بر این تصور غلط نژادپرستانه استوار است که نمی­توان به بومیان برای مراقبت از سرزمین خود و حیواناتی که در آنجا زندگی می­کنند اعتماد کرد. طرفداران آن، نگهبانان اصلی زمین را به‌عنوان «مزاحم» تلقی می­کنند که باید با آن‌ها برخورد کرد، نه به‌عنوان متخصصان در تنوع زیستی محلی و شرکای کلیدی در حفاظت”.

منبع: نشریه اینترنتی فرهنگ در حال رشد

مورخ ۲۱ ژوئن ۲۰۲۲

مترجم: حمیدرضا زرنگار

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

12 مرداد 1401

ضرورت شکل گیری نهادهای تنظیم گر در نظام حکمرانی کشاورزی کشور

مدخلیت محوری کارکردهای نظام حکمرانی، ناظر بر اصول پنجگانه سیاستگذاری، تنظیم­گری، تسهیل­گری، ارائه کالاهای اساسی و خدمات مشخص است. اما پارامترهایی نظیر عدم کارآیی روش­های دولت محور، شکست بازار، وجود انحصار،کنترل قدرت لابی فعالان پرنفوذ، سود بادآورده، عدم تقارن اطلاعات، سرکوب قیمتی، کلاهبرداری، فساد و نابرابری در قدرت چانه زنی، اطاله دادرسی و حل دعاوی، تخصیص بهینه و دستیابی به بهینه پارتو به صورت عادی محقق نمی شود، از این روی؛ نیاز به شکل گیری “نهادهای تنظیم­گر” برای بهبود تخصیص منابع برای جلوگیری از حاکمیت “فضای آنارشیستی” بر مناسبات اقتصادی-بازاری کشاورزی کشور نیاز امروز کشور  است. «تنظیم‌گری» در قالب «نهادهای مستقل تنظیم‌گر» در میان سطوح سیاست‌گذاری و تصدی‌گری قرار می­گیرد تا از طریق «ابزارهای تنظیم‌گری»، واگذاری ها؛ بدون ایجاد انحصار و بروز رفتارهای ضد رقابتی موجب تغییر معادلات در روابط بین دولت و بازار( بخش خصوصی) شود. حال اگر با “نگره فوکویی”، موضوع را به بخش کشاورزی تسری دهیم؛ در کشاورزی کشورهای توسعه یافته، کنترل توسط ذی نفعان و ذی مدخلان؛ صرفاً از طریق اعمال مستقیم قانون محقق نمی­شود و موضوع کنترل  توسط جامعه فعالان کشاورزی، ماهیتی غیرمتمرکز می­یابد.

کارا بودن تخصیص منابع در اقتصاد با معیار پارتو سنجیده می شود. این معیار در باری امر برای کسانی که با اقتصاد آشنایی درستی ندارند معیار عجیب و حتی غیرقابل قبولی به نظر می رسد؛ اما باید توجه کرد که این معیار از دید اقتصاددانان معیار اساسی و کلیدی به شمار می رود. حتی می توان ادعا کرد که مهم­ترین ملاک ارزیابی ارزشی اقتصاددانان معیار بهینگی پارتو است. به تعبیر دیگر اگر دو گونه تخصیص منابع در یک جامعه بتواند وجود داشته باشد اقتصاددانان گزینه­ای را ترجیح می دهند که با معیار پارتو کاراتر باشد. معیار پارتو این است که اگر بتوان تخصیص منابع را به شیوه ای تغییر داد که وضعیت عده ای بهتر شود بدون این که وضعیت دیگران بدتر شود در این صورت باید این اقدام را انجام داد. به تعبیر دیگر بر اساس معیار پارتو بهبود وضعیت بخشی از افراد به شرط عدم ضرر به دیگران موجب کاراتر شدن تخصیص منابع می شود. لذا باید تخصیص منابع را به شیوه ای تغییر داد که به وضعیتی دست یابیم که در آن دیگر نتوان بهبودی ایجاد کرد که کسی از آن متضرر نشود. به عبارت دیگر حالت ایده آل جایی است که هر گونه اعمال تغییر موجب متضرر شدن عده ای می شود. هر چه بخش های مختلف اقتصاد به سمت این حالت نزدیک تر شوند اقتصاد کاراتر می گردد.  در توصیف گفته شده به نظر کاملا مقبول و منطقی است اما در عمل وقتی مصداق های مختلفی مطرح می گردد تردیدها ظاهر می شود و بسیاری از تصمیم­گیران عملا معیار کارایی پارتو را زیر پا می گذارند و زیر بار آن نمی روند. به عنوان مثال اگر یک سیاست موجب شود تا وضعیت ثروتمندان بهتر شود بدون این که زیان اقتصادی به دیگر بخش های جامعه وارد آید، برخی افراد به بهانه ضد عادلانه بودن آن را نفی می کنند.

 

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

12 مرداد 1401

کژکارکردهای توسعه روستایی در ایران (تئوری و عمل)

چکیده

مطلب پیش روی در پی توضیح آن است که در پس سیاست­های توسعه روستایی از نیم قرن گذشته تاکنون چه کژکارکردهایی نهفته است و بی­خبری سیاستگذاری و سیاستگذاران راه را برای وقوع چه فجایعی را در روستا و برنامه های توسعه روستایی گشوده است.

محمل تئوریک توسعه روستایی در ایران

 در یک نگاه کلی در دیدگاه­های تئوریک دو سنت نظری مرتبط با جوامع روستایی وجود دارد: یک سنت، جامعه روستایی را به عنوان جامعه‌ای همگن و در دیگری آن را جامعه‌ای نامتجانس در نظر می‌گیرند. تفسیر اول سنتی‌تر است، به نحوی که اکثر جامعه­شناسان کلاسیک را مفتون خویش ساخته است. دیدگاه استاتیک باور دارد که جوامع روستایی باید پذیرندگان عناصر تغییر باشند. این دیدگاه خاستگاه گسترش رویکرد نوسازی و طراح برنامه‌های توسعه از بالا به پائین و برون زا است. تئوری‌های نوسازی از تئوری‌های کارکردی و تکاملی الهام می‌گیرند و محققان این مکتب مدرنیزاسیون را به عنوان یک فرآیند با منشأ اروپایی فرض می‌کنند که از آن خاستگاه جغرافیایی- تاریخی خاص سر برآورده ؛ در بین جوامع مختلف آن سرزمین منتشر شده و ماهیتی برگشت­ناپذیر دارد. ( آلوین سو،۲۰۰۱). بسیاری از محققان باور دارند که ملت­های جدید همان راهی را خواهند پیمود که ملت‌های اروپای غربی تاکنون پیموده‌اند. بر این اساس بسیاری از کشورهای در حال توسعه تلاش کرده‌اند تا از استراتژی توسعه یرون زا در چارچوب مدل­های مدرنیزاسیون، تکنوکراتیک تجربی، رفرمیستی اصلاحگر در جهت تحقق توسعه روستایی استفاده کنند و بر افزایش تولید محصولات کشاورزی از طریق کاربرد تکنولوژی و نهاده‌های کشاورزی و بازرگانی کشاورزی از طریق جهت دادن آن به سمت تولیدات تجاری و صادراتی، شکست زنجیره‌های سنتی، ترویج تئوری‌های توسعه‌ای غربی مناسب و تحقق انقلاب سبز، تمرکز نمایند.

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.

07 مرداد 1401

پیوند میان مالکیت زنان بر زمین و تاب آوری اقلیمی

خانم شیلپا واساوادا، نویسنده مقاله حاضر، متخصص جنسیت و نهادهای اجتماعی با حدود سه دهه تجربه در بخش معیشت است. تجربیات او در زمینه های تدوین استراتژی، ظرفیت سازی، حمایت، آموزش و مطالعات ارزشیابی برای جریان سازی جنسیتی در پروژه های معیشتی مبتنی بر منابع طبیعی است.

اگر بخواهیم تاب­ آوری اقلیمی را در  میان جوامع روستایی خود پدید آوریم، باید اطمینان یابیم که زنان مالک زمینی می­شوند که بر روی آن کار می­کنند.

برآورد می شود که ۲/۷۳ درصد نیروی کاری زنان روستایی در هندوستان به کشاورزی اشتغال دارد. این میزان با نسبت مشابه ۵۵ درصد در میزان نیروی کاری مردان روستایی در بخش کشاورزی هندوستان قابل مقایسه است. به طور تقریبی ۸۰ درصد تمام زنان فعال از نقطه نظر اقتصادی در بخش کشاورزی به کار گرفته می­شوند. علیرغم این برتری عددی و آماری، نسبت ۱۴ درصدی مالکیت زنان بر اراضی بیانگر سوی­ گیری عمده مالکیت زمین در هندوستان به نفع مردان است. در  محیط روستایی هندوستان، زمین کشاورزی نه تنها حیاتی ترین منبع تولیدی برای خانوار روستایی است؛ بلکه به همان اندازه برای هویت ، موقعیت و همچنین امنیت غذایی و تغذیه، به ویژه برای زنان، دارای اهمیت است.

 

برای دریافت متن کامل مقاله اینجا کلیک نمایید.