... امروز: جمعه - 30 مرداد - 1405
معرفی کتاب 30 مرداد 1405 - 3 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 2 دقیقه
کپی شد!
0

مطالعه سیاست های عمومی برای کشاورزی خانوادگی

عنوان اثر: مطالعه سیاست های عمومی برای کشاورزی خانوادگی.  پندآموزی ها و توصیه ‌های سیاستی در ۱۲ کشور

Study on public policies for family farming. Insights and policy recommendations in 12 countries

تدوین کنندگان: خِسوس لوپز (Jesus Lopez)، میگوئل ریکو (Miguel Rico) ، اوا بوآدس، آلیادس، کوپ، وی

 (Eva Buades Alides Coop,V,)

هماهنگ کننده انتشار : مجمع جهانی روستا (World Rural Forum)  با تامین مالی اتحادیه اروپا.

تاریخ انتشار: 2026

تعداد صفحات: 108

چکیده نویسی و معرفی: حمیدرضا زرنگار

کشاورزی خانوادگی، اصلی ‌ترین شکل تولید غذا در جهان است. مزارع خانوادگی، افزون بر نقش تولیدی خود، که در هر منطقه بر اساس ویژگی ‌ها و خصوصیات خاص آن تعریف می‌شوند، نقشی محوری در امنیت غذایی و تغذیه ‌ای، مدیریت منابع طبیعی و ساختار اقتصادی و کسب‌وکار محیط ‌های روستایی دارند. کشاورزی خانوادگی بخش بزرگی از اشتغال روستایی، عرضه مواد غذایی و مدیریت بوم‌سازگان‌ها را پشتیبانی می کند، اما همچنان با محدودیت ‌های پایدار در زمینه تأمین مالی، دسترسی به بازارها، خدمات فنی و دسترسی مطمئن به زمین مواجه است.

بلن سیتولر (Belén Citoler) مدیر مجمع جهانی روستا در پیشگفتار خود بر این اثر می ­نویسد:

امروز با یک وضعیت جهانی چالش‌برانگیز و پیوسته در حال تغییر روبرو هستیم؛ وضعیتی که با اتفاقات شدیداقلیمی، تنش ‌های ژئوپلیتیکی، تضعیف چندجانبه‌گرایی و تغییرات گسترده  بوم‌ شناختی مشخص می شود؛ تغییراتی که تأثیری مستقیم بر نظام‌ های کشاورزی- غذایی و شرایط زندگی مردم دارند. این شرایط، ضرورت حرکت به سوی سیاست های کشاورزی – غذایی را برجسته می کند که بتوانند خود را با این تغییرات سازگار کنند؛ سیاست هایی نوآورانه که از طریق گفتگو میان بخش ‌ها و ذی‌نفعان مختلف تدوین شوند و نظام‌ های غذایی را با نگاهی جامع و همه‌جانبه مورد توجه قرار دهند.

وی در ادامه یادآور می شود  اگرچه کشاورزان خانوادگی از بازیگران کلیدی در ایجاد نظام‌ های غذایی تاب ‌آور، فراگیر و پایدار هستند، هنوز هم در بسیاری از موارد در زمره گروه‌ هایی قرار دارند که در سیاست ها و برنامه ‌های عمومی کم ترین توجه به آن ها می شود. آنان با موانعی در زمینه دسترسی به زمین، زیرساخت‌ها، منابع مالی و سایر منابع راهبردی مواجه ‌اند. همچنین به طور مستقیم از آثار تغییرات اقلیمی آسیب می ‌بینند و با چالش‌هایی همچون تغییر نسل و نابرابری جنسیتی روبرو هستند.

گزارش حاضر بخشی از اولویت ‌های راهبردی مجمع جهانی روستا است و هدف آن گردآوری یافته ‌ها و توصیه ‌هایی است که از تحلیل دوازده سیاست عمومی در حمایت از کشاورزی خانوادگی به دست آمده ‌اند. هدف، کمک به شکل‌گیری نسل جدیدی از سیاست های نوآورانه است؛ سیاست هایی که چندکارکردی بودن کشاورزی خانوادگی را به رسمیت بشناسند، آثار و دستاوردهای آن را تقویت کنند و هماهنگی آن را با سایر سیاست ها بهبود بخشند و در نتیجه، پاسخ ‌هایی جامع به چالش ‌های جهانی ارائه دهند.

این گزارش دوازده سیاست عمومی را که در آمریکای لاتین، آفریقا، آسیا و اقیانوس آرام به ترویج کشاورزی خانوادگی می ‌پردازند، تحلیل می کند تا درس‌های به‌ دست‌آمده، چالش ‌ها و توصیه ‌های راهبردی را شناسایی کند. گزارش با در نظر گرفتن این واقعیت، تجربه‌ های تثبیت ‌شده ‌ای مانند برنامه ملی تقویت کشاورزی خانوادگی در برزیل و قانون ۲۰۴۶ در کلمبیا را بررسی می کند و در کنار آن ها، چارچوب‌های جدیدتری مانند برنامه حمایت از توسعه پایدار کشاورزی خانوادگی در موزامبیک و سیاست جنسیتی فیجی را نیز مورد مطالعه قرار می ‌دهد تا از این طریق، نتیجه‌گیری ‌هایی برای تقویت تدوین سیاست ‌های فراگیر و مشارکت سازمان ‌های جامعه مدنی، به ‌ویژه سازمان ‌های کشاورزان و تشکل‌ های کشاورزی خانوادگی، ارائه کند.

یافته ‌ها نشان می‌ دهند که برای ترویج کشاورزی خانوادگی، یک مدل واحد سیاست عمومی وجود ندارد؛ با این حال، سیاست هایی که ابزارهایی همچون اعتبارات، خدمات فنی، بیمه و دسترسی به بازارهای نهادی را با یکدیگر ترکیب می‌کنند، به طور معمول نتایجی پایدارتر و گسترده ‌تر به همراه دارند. این گزارش همچنین بر اهمیت گنجاندن رویکرد محرومیت ‌زدایی و شمول اجتماعی و پیش ‌بینی اقدامات متمایز برای زنان، جوانان و جوامع در معرض آسیب تأکید می کند. در مواردی که چنین اقدامات حمایتی و ترجیحی اجرا شده ‌اند، آثار توزیعی آن ها آشکارتر بوده و به تقویت عدالت و بهبود دسترسی به دارایی ‌های تولیدی و فرصت ‌های بازار کمک کرده ‌اند.

یافته مهم دیگر، نقش راهبردی سازمان ‌های جامعه مدنی، به ‌ویژه سازمان ‌های کشاورزان، است. این سازمان‌ها از طریق مشارکت در طراحی، اجرا و پایش سیاست ها می  ‌توانند مشروعیت و احساس تعلق و مالکیت محلی نسبت به سیاست ها را افزایش دهند. تجربه ‌هایی مانند کلمبیا و جمهوری دومینیکن تأیید می‌کنند که نفوذ این سازمان ‌ها در ثبت کشاورزان، خریدهای دولتی و مدیریت منابع مالی موجب شکل‌گیری فرایندهایی مشارکتی ‌تر و شفاف ‌تر می شود. با این حال، در چندین کشور محدودیت ‌های ساختاری آشکاری وجود دارد؛ زیرا بسیاری از سیاست ها در شرایط ضعف نهادی، نابرابری سرزمینی از نظر ظرفیت‌ ها، نبود قابلیت ردیابی بودجه و وابستگی شدید به منابع مالی خارجی تدوین و اجرا می‌شوند؛ وضعیتی که در موزامبیک و نپال مشاهده شده است.

شواهد گردآوری‌شده نشان می‌دهد که سیاست های مورد بررسی موجب بهبود درآمد کشاورزان خانوادگی، دسترسی آنان به بازارها و تاب‌آوری آن ها در برابر تغییرات اقلیمی شده ‌اند؛ هرچند نتایج ناهمگون بوده و تا حد زیادی به ظرفیت ‌های محلی، تداوم تأمین مالی و وجود چارچوب‌های قانونی روشن بستگی دارند. امکان تکرار و انتقال سیاست ها به کشورهای دیگر نیز بررسی شده است. نتایج نشان می‌دهد طرح‌ های سیاستی ماژولار، با رویکرد سرزمینی و پشتوانه قانونی روشن، بیش ترین قابلیت انتقال میان کشورها را دارند. این قابلیت انتقال به عوامل کلیدی همچون رهبری سیاسی مستمر، وجود نظام ‌های نیرومند پایش و ارزیابی و چارچوب ‌های مقرراتی روشن در باره دسترسی به زمین مشروط است.

این مطالعه با نگاه به آینده استدلال می کند که کشاورزی خانوادگی همچنان برای امنیت غذایی، گذار کشاورزی- بوم‌شناختی و تاب ‌آوری اقلیمی دارای اهمیت راهبردی خواهد بود. سیاست ها باید به سمت طرح ‌های یکپارچه ‌ای حرکت کنند که شامل اقدامات سازگاری با تغییرات اقلیمی، دیجیتالی ‌سازی خدمات، سازوکارهای مالی نوآورانه و حکمرانی چندسطحی قوی ‌تر باشند. همچنین گسترش فرصت ‌های تجاری ‌سازی فراتر از خریدهای عمومی اهمیت اساسی دارد؛ این امر از طریق تقویت همکاری با صنایع کشاورزی ـ غذایی مسئولیت‌ پذیر و بازارهای بین‌ المللی خاص و تخصصی امکان ‌پذیر است. افزون بر این، گزارش بر ضرورت سیاست هایی با نگاه بین ‌نسلی تأکید می کند؛ سیاست هایی که برای جوانان مناطق روستایی فرصت ‌هایی شایسته و پایدار فراهم کنند و برابری جنسیتی را به یک اصل فراگیر و میان ‌بخشی تبدیل نمایند.

این مطالعه نتیجه می‌گیرد که برای تضمین پایداری کشاورزی خانوادگی، دولت ‌ها باید بودجه ‌های چندساله را تثبیت کنند، تمرکززدایی را همراه با قابلیت ردیابی مالی تقویت کنند و ابزارهای مختلف را در قالب  بسته‌ های جامع سیاستی گرد هم آورند؛ بسته‌ هایی که تأمین مالی، بیمه، خدمات فنی و بازارها را با یکدیگر ترکیب ‌کنند. همچنین بر نقش سازمان ‌های جامعه مدنی و خود مزارع خانوادگی در تقویت ظرفیت ‌های سازمانی،         متنوع ‌سازی بازارها و پذیرش نوآوری‌ های دیجیتال برای افزایش تاب‌ آوری سرزمین ‌ها تأکید شده است. همکاری       بین ‌المللی نیز باید از پروژه‌ های کوتاه ‌مدت به سمت سازوکارهای تأمین مالی چندساله حرکت کند، یادگیری‌ های منطقه ‌ای را نظام ‌مند سازد و از دیجیتالی‌سازی و سازگاری با تغییرات اقلیمی در سرزمین‌های آسیب‌پذیر حمایت کند.

برنامه‌ ها و طرح‌ های مختلف مورد تحلیل، با وارد کردن عناصر نوآورانه در توسعه روستایی مشخص می‌شوند و شمول اجتماعی، پایداری زیست‌ محیطی و دسترسی به بازار را در قالب راهبردهای متمایز با یکدیگر تلفیق می‌کنند. در این میان، سازوکارهای مالی نوآورانه مانند اعتبارات متناسب با نیاز، بیمه اقلیمی، تأمین مالی خُرد دیجیتال و صندوق‌ های گردشی برجسته ‌اند. همچنین استفاده از فناوری ‌های دیجیتال، سکوهای تلفن همراه، پهپادها و سامانه‌ های اطلاعاتی برخط، مدیریت را مدرن کرده و برنامه ‌ریزی تولید را بهبود بخشیده است. نوآوری همچنین در ترویج کشاورزی بوم‌شناختی، مکانیزاسیون اشتراکی، کشاورزی هوشمند اقلیمی و شیوه ‌های حفاظتی بازتاب یافته است؛ اقداماتی که تاب ‌آوری در برابر تغییرات اقلیمی را تقویت می‌کنند.

نقش سازمان ‌های کشاورزان در ایجاد سیاست های عمومی فراگیر، نقشی محوری است. این سازمان ‌ها با فراهم کردن مشروعیت، دانش محلی و ظرفیت هماهنگی، به تقویت حکمرانی و شفافیت کمک می‌کنند. مشارکت آن ها موجب شده است نیازهای کشاورزی خانوادگی و نیز حضور زنان، جوانان و گروه‌ هایی که در طول تاریخ از مشارکت محروم بوده ‌اند، بیش تر در سیاست ها لحاظ شود و در نتیجه سیاست هایی عادلانه‌ تر و اثربخش ‌تر شکل گیرد. برای تقویت این نقش، توصیه می شود مشارکت سازمان ‌های کشاورزان در تمام مراحل چرخه سیاست‌گذاری تثبیت شود، ظرفیت ‌های فنی و سازمانی آن ها تقویت گردد، سازوکارهای دائمی گفتگوی چندذی‌ نفعی تضمین شود و حمایت مالی پایدار و نهادمند برای تقویت نقش آن ها به‌عنوان بازیگران راهبردی توسعه روستایی ایجاد گردد.

در سطح نهادی نیز لازم است ثبت ‌های یکپارچه، سازوکارهای بین ‌نهادی و سکوهای چند ذی‌نفعی ایجاد و تثبیت شوند تا شفافیت و هماهنگی سرزمینی افزایش یابد. خریدهای عمومی، نشان ‌های مبدأ و زنجیره‌ های کوتاه تأمین مواد غذایی نیز از ابزارهای نوآورانه برای تضمین درآمدهای با ثبات روستایی هستند. در نهایت، عضویت در انجمن ‌ها و تشکل ‌ها، مشارکت ‌های بخش عمومی – بخش خصوصی و رهبری زنان و جوانان مورد تأکید قرار گرفته ‌اند؛ رویکردی مشارکتی و نوآورانه که کشاورزی خانوادگی را به نیروی محرکه توسعه پایدار تبدیل می کند.

در نهایت، تحلیل ارائه‌ شده در این گزارش، ورودی ‌ها و شواهد ارزشمندی برای طراحی سیاست های فراگیر فراهم می کند، ناهمگونی و تنوع کشاورزی خانوادگی را آشکار می‌سازد و ظرفیت سازمان‌های اجتماعی برای حمایت‌ گری سیاستی را تقویت می کند. این مطالعه با قرار دادن کشاورزی خانوادگی در چارچوب اهداف توسعه پایدار سازمان ملل متحد آن را نه فقط به‌عنوان یک جزء تولیدی نظام کشاورزی – غذایی، بلکه به‌عنوان یکی از ذی ‌نفعان و بازیگران کلیدی در ساختن توسعه روستایی عادلانه ‌تر، برابرتر و پایدارتر معرفی می کند.

گزارش دارای شش بخش است: در بخش نخست خلاصه اجرایی گزارش ارائه شده که به طور معمول بخشی ثابت از این نوع نوشته هاست. در بخش دوم مقدمه ای در بیان زمینه ها، ضرورت های مطالعه، اهداف عام و ویژه آن و روش شناسی مطالعه گنجانده شده است. در بخش سوم دوازده سیاست ارتقای کشاورزی خانوادگی در کشورهای برزیل، کلمبیا، جمهوری دومنیکن، پاناما، موزامبیک، توگو، اتیوپی، اوگاندا، اندونزی، نپال، فیجی و ساموآ تجزیه و تحلیل شده است. بخش چهارم به ارزیابی های دوازده سیاست مذکور اختصاص یافته است. بخش پنجم واجد نتیجه گیری ها و پندآموزی هایی است که به کار تقویت نظام های کشاورزی خانوادگی در دیگر کشورها می­آیند. در بخش ششم  توصیه هایی راهبردی در موضوع گزارش ارائه شده است. یک کتابشناسی کاربردی نیز در پایان گزارش ارائه شده که برای پژوهشگران این حوزه سودمند است.

دریافت گزارش به صورت آنلاین امکان پذیر است. مطالعه آن به متخصصان ترویج کشاورزی، توسعه روستایی، جامعه شناسان و دیگر علاقمندان توصیه می گردد.

نویسنده
حمیدرضا زرنگار
مطالب مرتبط
نظرات