عنوان نشریه: بولتن موسسه مطالعات توسعه (آی دی اس) ، دوره ۵۴، شماره A1، قدرت، فقر و دانش- بازتاب ۵۰ سال یادگیری با رابرت چمبرز.

IDS Bulletin 54.1APower, Poverty, and Knowledge – Reflecting on 50 Years of Learning with Robert Chambers

تاریخ انتشار: ۳۰ مارس ۲۰۲۳.

تعداد صفحات: ۱۴۸.

ترجمه و اقتباس: حمیدرضا زرنگار

 

دکتر رابرت چمبرز[1] یکی از تأثیرگذارترین و پرکارترین پژوهشگرانی است که در باره مشارکت، فقر و دانش در مطالعات توسعه قلم زده است. نویسندگی و تفکر او این رشته را متحول کرد و الهام بخش فرآیندهای مشارکتی و اقدام فراگیر بوده است. فعالیت او همچنان تداوم بخش الهام و انگیزش بحث و گفتگو در میان دست اندرکاران توسعه، فعالان و دانشگاهیان در سراسر جهان است.

این شماره از بولتن موسسه مطالعات توسعه در دانشگاه ساسکس[2]  مجموعه ای آرشیوی را در یادمان مشارکت رابرت چمبرز در این نشریه در پنج دهه گذشته ارائه می نماید.

هشت مقاله منتشره در این مجموعه آرشیوی بولتن به وضوح تغییر را نشان می دهد؛ تغییر در علایق در حال تکامل رابرت چمبرز، تغییر در تمرکز استراتژیک موسسه مطالعات توسعه به عنوان یک موسسه تحقیقاتی، تغییر در زمینه مطالعات توسعه گسترده تر، و همچنین تغییر به طور کلی در سراسر جهان در پنجاه سال گذشته.

مقالات قبلی رابرت چمبرز تمرکز زیادی بر دانش محلی و توسعه روستایی دارد. با گذشت زمان، این موضوع به مدیریت حرفه ای توسعه و تمرکز بر قدرت و روش های مشارکتی تغییر می یابد؛ در همان حال که هر مقاله به تنهایی دارای موضعی است، این مضامین باز آفرینی و بازپدید می گردند.

سوگیری[3] یا بی انصافی در حوزه توسعه نگرانی عمده ای است که چمبرز در مقالات خود به آن اشاره    می کند؛ در حالی که حمایت او از رویکردهای پایین به بالا، متنوع و  فرآیند محور برای مشارکت، به وضوح نمایان  می شود. آن گونه که مقدمه سرمقاله بولتن توضیح می‌دهد و بررسی می‌کند، پیش‌فرض این مجموعه آرشیوی بولتن موسسه مطالعات توسعه، کنکاش در همکاری رابرت چمبرز در این نشریه در طول سالیان، نمایاندن مجدد گوهر مدفون در مطالعات توسعه، و احیای مجدد بحث‌ها در مورد این است که چگونه می‌توانیم کار بهتری انجام دهیم – سؤالی که توسط رابرت چمبرز به عنوان چالش ابدی توسعه توضیح داده شده است.

این مجموعه بیش تر به همت چهار تن از همکاران آکادمیک موسسه مطالعات توسعه دانشگاه ساسکس خانم مریا کانون[4]، آقای استفن تامپسون[5]، خانم ملیسا لیچ[6] و آقای پیتر تایلور[7] با همکاری خود چمبرز گرد آمده است. خانم مریا کانون یک عضو پژوهشی در موسسه مطالعات توسعه است، جایی که او از سال ۲۰۱۷ بخشی از گروه تحقیقاتی مشارکت، جامعیت و تغییر اجتماعی بوده است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در مطالعات توسعه  است. آقای استفن تامپسون محققی است که از سال ۲۰۰۷ در رشته‌های جغرافیا و توسعه بین‌المللی کار     می کند. او نیز پژوهشگر در خوشه تحقیقاتی مشارکت، جامعیت و تغییرات اجتماعی در موسسه مطالعات توسعه است و به تدریس در برنامه کارشناسی ارشد در مطالعات توسعه کمک می‌کند. خانم ملیسا لیچ مدیر موسسه مطالعات توسعه و آقای پیتر تایلور نیز مدیر بخش پژوهش آن موسسه است. در ادامه توجه خوانندگان عزیز را به برخی از مهم ترین نکات در مقاله های این مجموعه جلب می کنم.

در  مقدمه بولتن به قلم استفن تامپسون و مریا کانون بعضی از کلید واژه های پر کاربرد در آثار چمبرز از دیدگاه خود او توضیح داده شده است.  در توصیف برداشت های وی از کلید واژه توسعه روستایی[8] به این موضوع اشاره می کنند که چمبرز در مقاله خود تحت عنوان در جستجوی حرفه‌ای گرایی، دیوان سالاری و معیشت پایدار برای قرن بیست و یکم[9] (در همین شماره بولتن)، یک معضل اساسی توسعه را در تلاش برای ایجاد راه‌هایی به منظور یادگیری و توانمندسازی روستاییان بیان می‌کند، با این هدف که شرایط برای معیشت روستایی پایدارتر فراهم گردد (چمبرز ۱۹۹۱).

بسیاری از افراد که در نواحی روستایی و در مناطق کم درآمد زندگی می کنند، منابع ضعیفی دارند و    بیش تر اوقات خود را صرف فعالیت های معیشتی می کنند. در عین حال، زندگی روستایی پیچیده و متنوع است – واقعیتی که اغلب توسط بیرونی هایی که به آن نگاه می‌کنند کم تر درک شده و دست کم گرفته می‌شود – . آن چه در مورد این جوامع شناخته شده است، اغلب مبتنی بر ارزیابی‌های متخصصان حرفه ای توسعه است که به صورتی مختصر از این جوامع بازدید می‌کنند. چنین رویکردهایی فقط یک عک فوری از واقعیت‌های زیسته جمعیت‌های روستایی ارائه می‌دهند و اغلب، پیش ذهن های قبلی را از مفاهیم زیست تداوم می‌بخشند. چمبرز چنین بازدیدهای زودگذر را گردشگری توسعه روستایی[10] می‌نامد. در چرخه خود اعتبارسنجی، رفتار افراد درگیر در چنین رویکردی بر روستاییان فشار می آورد تا به جای نشان دادن ظرفیت و توانایی واقعی، خود را نادان و ناتوان نشان دهند. رفتار عادی بیرونی ها نیز با اعتماد به برتری دانش خود مشخص می شود. این خطا به یک پیشگویی خود پدید تبدیل می‌شود. کار اولیه چمبرز در مورد اهمیت دانش محلی دربرگیرنده تمرکزی ویژه بر دانش فنی بومی[11]به عنوان یک مفهوم بود. در مقاله بولتن موسسه مطالعات توسعه تحت عنوان دانش فنی بومی: تجزیه و تحلیل، مفاهیم و موضوعات[12]دانش فنی بومی در تقابل با دانش علمی نوین طبقه بندی شده است. سیک علمی تفکر با توانایی بیش تر در تجزیه داده های ارائه شده به حواس و جمع آوری آن ها به روش های مختلف مشخص می شود. از سوی دیگر، سبک دانش فنی بومی بر امر  «غیر انتزاعی» و تقریباً تنها بر بصیرت و شواهدی که به طور مستقیم در دسترس حواس است متکی می باشد (همان منبع،ص ۵). هم در دانش علمی و هم در دانش فنی بومی، فرآیند (یا نحوه رسیدن به آن چه شناخته می شود) مهم است. چمبرز مشارکت قابل توجهی در بحث های اولیه در مورد چگونگی ماهیت فرآیندی تولید دانش داشت، همان گونه که باید ماهیت موقعیتی آن نیز در نظر گرفته شود (همان منبع).

مفهوم قدرت[13]نیز مفهومی است که از روزهای اول تاکنون در کار چمبرز دارای نقشی اساسی بوده است. در مقاله تأثیرگذار بولتن تبدیل قدرت: از مجموع صفر به برد-برد؟[14] (رجوع شود به مقاله در همین شماره بولتنچمبرز پویایی قدرت را از طریق توسعه اصطلاحات “بالایی” و “پایینی” بررسی کرد – نامگذاری که او به بحث با همسرش جنی[15]اعتبار می دهد- (چمبرز ۲۰۰۶). بالایی می‌تواند به شخصی اشاره داشته باشد که در یک بافت غالب یا برتر از سطوح پایین‌تر از خود در یک زمینه قرار دارد. پایینی نیز می تواند به شخصی که در یک زمینه تابع یا  پست تر از سطح بالایی در همان زمینه است، اشاره داشته باشد (همان منبع، ص ۹۹).

سوگیری یا بی انصافی  در حوزه توسعه یکی دیگر از نگرانی‌های اصلی است که در مقالات چمبرز آشکار است. مشخص شده است که این نگرانی ناشی از بی عدالتی مربوط به نحوه نمایش افراد به حاشیه رانده شده، به دلیل یافته های نادرست است که اغلب ناشی از رویکردهای ناقص جمع آوری شواهد در تحقیقات می باشد.

به عنوان نمونه او در مقاله وارونگی های دیوان سالارانه و تنوع محلی[16](مقاله در همین شماره) استدلال می‌کند که نظام های مدیریتی درگیر در توسعه اغلب مستعد خدمت به مدیریت هستند، نه خدمت به مردم (چمبرز ۱۹۸۸). این ایده‌ها الهام‌بخش کار فیتزجرالد[17] (1990) بود که  توضیح داد  “دیوان سالاری عادی” در بخش توسعه نمی‌تواند زندگی متنوع و پیچیده‌ای را که مردم دارند تصدیق کند و این می‌تواند منجر به غفلت “حرفه‌ ای گرایی عادی” از اولویت های فقرا شود.

ملیسا لیچ و پیتر تایلور در مطلبی تحت عنوان رابرت چمبرز و بولتن آی دی اس – تأملاتی چند برای حال و آینده [18]می نویسند:

احتمالاً مشابه بسیاری از کسانی که در سرتاسر جهان با آن ها کار کرده و با آن ها وقت گذرانده است، می‌توانیم صفحاتی را با داستان‌های شخصی از چیزهایی که با او و از او آموخته‌ایم پر کنیم، از جمله اصرار رابرت برای مهیا شدن به خاتمه بخشیدن به پیش فرض ها، گشودگی نسبت به تفکر و عمل متفاوت، توجه جدی به صداها و دیدگاه های مردمی که توسط اشکال مسلط دانش و قدرت به حاشیه رانده شده اند و روابط قدرت را در تمام انواعشان به چالش می کشند. ما می توانیم در بطن موسسه مطالعات توسعه، صفحات بیش تری را با  کمک بنیادین رابرت به پژوهش، آموزش، یادگیری و تأثیر مؤسسه در طول پنج دهه از زمان پیوستن او در سال ۱۹۷۲ پر کنیم. رابرت و کار او در داستان آشکار توسعه و مطالعات توسعه در این دوره و جایگاه موسسه مطالعات توسعه در آن به طور کاملی در مرکزیت بوده است.”

سپس آن دو چنین ادامه می دهند:

همان گونه که کار رابرت بخشی از داستان در حال تکامل موسسه مطالعات توسعه بوده است، بولتن آی دی اس نیز این چنین است و به نظر می‌رسد که انتشار آرشیو مجموعه ای که این در هم تنیدگی را به نمایش می گذارد و جشن می گیرد، مناسب باشد. ویراستاران این شماره شباهت‌های بین کار رابرت و بولتن آی دی اس را برجسته می‌کنند، زیرا هر دو ارزش‌ها و میراث‌ها را در دفاع از تفکر انتقادی، به منصه ظهور رساندن صداهای کم تر شنیده شده و تقویت یادگیری و تفکر مداوم خود به اشتراک می‌گذارند. می‌توان به این شباهت‌ها تعهد به پژوهش و شواهد درگیرانه را اضافه کرد هم کار رابرت و هم بولتن آی دی اس قاطعانه بر بسیج دانش برای ایجاد تفاوت و تحول زندگی ها متمرکز است. ما شاهد تعهدی مستمر به ساخت مشترک دانش با افراد در جامعه وسیع‌تر – که در روش‌های مشارکتی رابرت و در جامعیت بولتن آی دی اس یافت می‌شود، مشارکت‌های عمل گرایان، سیاست‌گذاران، و کنش گران و همچنین پژوهشگران تثبیت شده و تعهد به برقراری ارتباط خوب برای مخاطبان متعدد هستیم. درست همان گونه که رابرت به طور مداوم حرفه ای گری، دانش و دانشگاه عادی را به چالش کشیده است؛ بولتن آی دی اس و – البته همان گونه تارنمای آی دی اس- در جستجوی انتشار مقالات به لحاظ فکری دقیقی بوده است که به واسطه مشارکت ها در یادگیری از چالش های توسعه در حال ظهور و تکامل در اسلوبی قابل دسترس در ویژه نامه ها بین گفتمان دانشگاهی، عملی و سیاستگذاری پیوند برقرار کند. مشارکت رابرت در بولتن آی دی اس واقعاً در شکل دادن به آن، صیقل  دادن به ارزش‌ها و سبک و شهرت آن نقش اساسی داشته است؛ حتی می‌توان گفت که بولتن آی دی اس و کار رابرت به طور مشترک مطالعات توسعه را وسعت داده و به شکل‌گیری آن کمک کرده‌اند.”

استفن تامپسون و مریا کانون در مطلبی تحت عنوان نگاه به گذشته حرکت رو به جلوی توسعه – گپ و گفتی با رابرت چمبرز در کنار آتش[19] در خلال گفتگوی با چمبرز پرسش هایی مطرح می کنند. از جمله         پرسش هایی همچون این که “چه چیزی این روزها تو را مشغول کرده است؟ چه چیزی هیجان انگیز است؟”یا ” آیا وقتی به فهرست همکاری های خود با بولتن آی دی اس نظر انداختی فکری فوری و یا تاملاتی در این مورد به ذهنت خطور کرد؟ و اینک برگردان آزاد پاسخ های وی.

اگر در سن من باشید، به تهیه شرح حال خود تمایل پیدا می کنید. من دارم بعضی از چیزهای گذشته را واکاوی می کنم، به خصوص زمانی را که بین سال های ۱۹۵۸ و ۱۹۶۶ در کنیا گذراندم، زمانی که استقلال [کنیا] در میان بود و من یک مسئول بخش بودم. زمان هیجان انگیزی بود. یک کمی بعضی  از خاطرات و چیزهای قدیمی ام را مرور می کنم، اما بسیاری از آن ها فقط در حد یادآوری است. من نباید این موضوع را پیش بکشم، چون امروز به موضوع اصلی نخواهیم رسید، اما کشف تعاملات انسان ها و حیوانات در طول زمان کاملاً جذاب است. در شمال کنیا در      دشت ها، زمانی که من آنجا بودم، هزار و پانصد راس گورخر و هزار راس غزال آفریقایی وجود داشت. وقتی آخرین بار حدود سه یا چهار سال پیش به آنجا رفتم هیچ، و تقریباً هیچ احشامی در جایی که شاید قبلا هزار راس احشام بود وجود نداشت، به جز شترمرغ. خب، چه اتفاقی افتاده بود؟ در این مورد می توانم به طور جدی صحبت کنم. اما این کار اشتباه است. بماند برای یک روز دیگر.”

 

 

شگفت زده شدم.  سپس متوجه شدم که آن ها [همکاری ها با بولتن آی دی اس] برای مدت طولانی در حال انجام بودند و بنابراین نباید آن قدرها هم تعجب کرد. بخشی از احساس من در این مورد فقط قدردانی محض است که در زندگی ام به طرز شگفت انگیزی خوش شانس بوده ام.

من امتیازاتی داشته ام  [همسرم] جنی در تمام طول این مسیر از نظر فکری بسیار محرک و حمایت کننده بوده است، و من مجموعه ای از رئیس‌ها را داشته‌ام که فقط می گفتند اوه، کار خودت را ادامه بده و مرا نپاییدند و اکثر مردم هم هرگز این چنین نبودند. … . یا افرادی که پول در اختیار داشتند و می‌گفتند به کارت ادامه بده. به کارت برس“.

“در واقع، درست قبل از آمدن تو، من یک تماس تلفنی از روزالیند ایبن[20] داشتم.  او به من در هند کمک مالی کرد.  … خُب، او تنها بخشی از تامین مالی بود، اما هر از چند گاه در موقعیتی قرار گرفته‌ام که در آن از نظر مالی حمایت شده ام. هیچ کس کاملا نمی داند که من قرار است چه کار کنم.  هورا، این آزادی مطلق است.  من در کالج کارکنان اداری در حیدرآباد  هند بودم و آن ها نمی‌دانستند با من چه کنند، و آن زمان بود که ارزیابی مشارکتی روستایی (PRA) در حال توسعه بود و این سازمان‌های غیردولتی شگفت‌انگیز  وجود داشتند. بنابراین، من وقتم را با آن ها گذراندم و هیچ کس مجبور نشد [در باره من] بپرسد یا حتی گمانی ببرد. این یک جور آزادی بود. امتیازی باور نکردنی. وقتی همه این ها را می بینید، باید سراغ افرادی را بگیرید که حمایت مالی را فراهم کردند [که انعطاف پذیری و آزادی انجام کاری را که من انجام می دادم به ارمغان آوردند].  شگفت انگیز بود“.

مقاله مدیریت توسعه روستایی[21] که در همین شماره بولتن منتشر شد به طور عمده مربوط به طراحی و آزمایش رویه‌های مدیریتی برای استفاده توسط کارمندان دولت در مناطق روستایی کنیا است که در سال‌های ۱۹۷1-۱۹۷3 با همکاری درایک بایشاو[22] از گروه توسعه ماورای بحار دانشگاه نورویچ[23] اجرا شد. این برنامه با برنامه توسعه روستایی ویژه دولت کنیا[24] مرتبط بود؛ یک برنامه آزمایشی که در شش بخش کنیا با اهدافی که شامل افزایش درآمد روستایی و فرصت‌های شغلی و تقویت اثربخشی ماشین دولتی در مناطق روستایی بود، اجرا گردید.

چمبرز در مقاله وارونگی های دیوان سالارانه و تنوع محلی این موضوع را مطرح می کند که دیوان سالاری عادی تمایل به متمرکز کردن، استانداردسازی و ساده‌سازی و ارائه خدمات بهتر به افراد و مکان‌هایی دارد که کم تر فقیر و همچنین در دسترس‌تر هستند.

دیوان سالاری های میدانی در جایی به خوبی عمل کرده‌اند که (الف) برنامه‌های استاندارد شده ساده شرایط یکنواختی پیدا کرده‌اند – مانند بدن انسان با کمپین‌های ریشه‌کنی آبله و عفونت استوایی، یا دشت‌های آبیاری شده با بسته‌های انقلاب سبز، و (ب) شرایط یکنواختی ایجاد و حفظ کرده‌اند، مانند برنامه‌های با محدویت زمانی فنی دقیق برای کالاهای خاص مانند چای و شیر.

برای نظام های متنوع، پیچیده و مستعد مزرعه داری که در خارج از مناطق انقلاب سبز یافت می‌شوند، تحقیق و توسعه کشاورزی معمولی برای تک محصول ها نقش محدودتری دارد. در چنین فضایی وارونگی هایی مورد نیاز هستند و اتفاق می‌افتند، برای درک، مجاز نمودن و ترویج تنوع، جستجو برای آن چه کشاورزان نیاز دارند و نه ارائه بسته‌ای از شیوه‌ها، بلکه سبدی از انتخاب‌ها.

این الگوی تکمیلی وارونگی ها در پژوهش کشاورزی – در جهت تمرکززدایی، و خدمت به تنوع و پیچیدگی – سؤالی را در مورد ارتباط و کاربرد گسترده‌تر آن در سایر حوزه‌ها و دیوان سالاری ها، ایجاد تناسب و برآورده کردن شرایط و نیازهای متنوع افراد فقیرتر و کم تر  در دسترس، و کم تر قدرتمند مطرح می‌کند.

چمبرز در مقاله در جستجوی حرفه‌ ای گرایی، دیوان سالاری و معیشت پایدار برای قرن بیست و یکم      می نویسد:

در قرن بیست و یکم افراد بسیار بیش تری به کسب معیشت پایدار در محیط‌های دشوار نیاز دارند. از این روی، تغییراتی از سوی بیرونی هایی – متخصصان، مقامات و دیگران – که پیچیدگی و تنوع شرایط روستایی، توانایی مردم روستا برای نگاه بلندمدت و دانش، خلاقیت، و  شایستگی آن ها در ارائه و تجزیه و تحلیل اطلاعات پیچیده را نادیده گرفته یا دست کم گرفته اند، مورد نیاز است.”. 

چمبرز در این مقاله تصریح می کند که برای خدمت بهتر به مردم فقیر، بسیاری از چالش‌ها اکنون روش‌شناختی است: یادگیری بهتر از روستاییان، با و توسط مردم روستا، برای توانمند ساختن آن ها در بیان و افزایش شایستگی و خلاقیت خود و برای بهبود و گسترش روش های نوین تغییر رفتار و نگرش بیرونی ها.

چمبرز در مقاله دولت خودفریب[25]می نویسد:

در حالی که تغییر در شرایط روستایی در جنوب تسریع می‌یابد، حرفه‌ای گرایی و دیوان سالاری در برابر تغییرات محافظت می‌شوند. آن ها در حالت از بالا به پایین برنامه ها،  بسته ها و فناوری های استاندارد را تولید و ترویج می کنند.

وی با اشاره به تجربه هندوستان در زمینه توسعه روستایی معتقد است که برنامه‌های توسعه روستایی در آن کشور  برای کشاورزی، کانال های آبیاری، توسعه حوزه‌های آبخیز و کاهش فقر نشان می‌دهد که چگونه بین چنین استانداردسازی و نیازها و شرایط متنوع ناهماهنگی وجود دارد. با این حال این عدم تطابق کم تر درک شده است، و وضعیت در هسته ها، با بازخورد مثبت گمراه کننده از حاشیه، حفظ می شود. او معتقد است که برداشت ها و اطلاعات به طور کاذب مطلوب، دارای پنج منبع هستند:

گزارش غلط، ادراک گزینشی، روش های گمراه کننده، دیپلماسی و تدبیر و توسعه، و نیاز به تحقیق و تحلیل بیش تر”.

کلیت قدرت فریب دهنده است[26] ، این عنوان مطلبی دیگر در مجموعه یادواره بولتن آی دی اس است. چمبرز در این مقاله عنوان می کند که تغییراتی در شرایط توسعه، هنجارهای حرفه ای و شیوه های یادگیری پدید آمده که خطاها در تئوری و عمل توسعه در گذشته را تبیین می کند. جامعه انسانی را می توان الگوبرداری شده ای از یک میدان مغناطیسی با دو سوی شمال-جنوب، و بالایی های قوی و پایینی های ضعیف دید. بالایی ها واقعیت را می سازند، فرافکنی می کنند و آن را به پایینی ها منتقل می کنند. تسلط، فاصله و ذات حرفه ای آنان موجب ایجاد و حفظ ادراک نادرست می شود؛ زیرا آن ها اطلاعاتی را تولید می کنند، می پذیرند و تفسیر می کنند که متناسب با نیازهایشان است و عزت نفس آنان را تملق می کند و از آنان در برابر ناهماهنگی ها دفاع می کند. پایینی ها ممکن است واقعیت بالایی ها را منعکس کنند و آن اطلاعاتی را که فکر می کنند مطابق با خواسته بالایی ها است و آن را تایید کرده و پاداش خواهند داد تولید، انتخاب و تحریف کنند. سکون و مانع تراشی برای توسعه، نتیجه نظام های خود- ایستای قدرت[27] و تحریف اطلاعات است. راه‌حل‌ را می‌توان در معکوس‌کردن روابط قدرت، تغییر رفتار و نقش‌ها، بازتعریف ارزش‌های حرفه‌ای، و توانمند ساختن افراد فقیر، ضعیف و آسیب‌پذیر برای انجام بهتر تحلیل‌های خود و بیان واقعیت‌هایشان جستجو کرد.

رابرت چمبرز در مقاله تبدیل قدرت: از مجموع صفر به برد-برد؟ استدلال می کند که هیچ چیز ذاتاً بدی در مورد قدرت در نسبت با دیگران وجود ندارد – این بستگی به نحوه استفاده از آن دارد – .  از بسیاری جهات قدرت نباید یک بازی حاصل جمع صفر باشد و این که چشم اندازها و راهبردهای تغییر قدرت از پایین، هر چند که حیاتی اند، نباید از پتانسیل تحولات از بالا منحرف شوند.

قدرت می تواند برای توانمندسازی به کار آید. این امر مستلزم تغییر در طرز فکر و رفتار، با اقداماتی مانند گردهمایی، تسریع [در تعاملات]، تسهیل گری، پرسش گری و ارائه حمایت است. چمبرز معتقد است کسانی که قدرتمندند به واسطه توانمندسازی دیگران،  می‌توانند از چیزهایی نظیر یادگیری بهتر و واقع‌گرایی، کاهش تحریف‌ها و توهمات مربوط به “کلیت قدرت فریب دهنده است”، استرس کم تر، روابط بهتر و رضایت هایی که عملی و لذت بخش اند منتفع شوند. پرداختن به این که بالایی ها- مقامات، رهبران سیاسی، کشیشان، معلمان، ارائه دهندگان خدمات حرفه ای و به شکل فراگیرتر، مردان – از شرایط برد-برد تغییر رفتار خود بهره ببرند و از قدرت خود برای توانمندسازی دیگران استفاده کنند، خیلی با تاخیر صورت می گیرد. با این حال یکی از مرزهای بزرگ در تفکر و عمل توسعه، تکامل و تربیت قدرتمندان است که برای آن پنج اقدام عملی شامل شرکت در کارگاه ها، مراقبه ها و تاملات، آموزش تسهیل گری، تجربه مستقیم چهره به چهره، نفوذ در میان همتایان قدرتمند و کمک به رفاه دیگران را توصیه می کند. برخی از این سازوکارها از صبغه ای اخلاقی و معنوی برخوردارند؛ ضمن آن که بدون تردید با توجه به تحولات فناوری و افزایش سازوکارهای تعاملی، همچون گسترش فضای مجازی، در        سال های اخیر بر دامنه روش های تاثیرگذاری و تغییر نگرش افزوده شده است.

چمبرز در مقاله به اشتراک گذاری و تولید مشترک دانش: تاملی بر تجربیات با پی آر ای و سی ال تی سی[28] که در حقیقت گزارش ارائه کارگاهی تجاربی میدانی است تصریح می کند که تکامل و گسترش ارزیابی مشارکتی روستایی[29] یا انعکاس و کنش مشارکتی[30] و برنامه  سیستم فاضلاب کلی جامعه- راهنما[31] شامل فعالیت‌هایی برای اشتراک‌گذاری و تولید مشترک دانش اند که می‌توان آن ها را نوعی یادگیری عملی دانست. مجموعه ای از کارگاه‌های مشارکتی به عنوان فعالیت‌های کلیدی برای این برنامه به کار رفتند و حامل تجارب جمعی خلاقانه ای بودند و به شبکه‌سازی و انتشار گسترده‌تر فعالیت ها تبدیل شدند.

این کارگاه‌ها دربرگیرنده فرصت‌هایی برای به اشتراک گذاردن فعالیت ها، تطبیق تجارب و فراتر از آن ، تولید ایده‌ها و تکامل و توافق اصول و شیوه‌های مطلوب بود. بازتاب انتقادی گزارش شامل فرایندهای قدرت و برنامه ریزی، نظریه تغییر و تاثیر، درس های فرا گرفته و یک فرایند مداوم یادگیری است.

دست آخر باید به مقاله دانش فنی بومی: تجزیه و تحلیل، مفاهیم و موضوعات به قلم مایکل هاوز [32]و رابرت چمبرز اشاره کرد. این مقاله بحث های یک کارگاه دانش فنی بومی را تجزیه و تحلیل می کند، پتانسیل آن را برای توسعه روستایی بررسی و مفاهیم و مسائل را تشریح می نماید. دانش بومی در این بررسی با علم و فناوری        سازمان دهی شده به گونه ای نهادمند مقایسه می شود.

دانش بومی را می توان از نقطه نظر موجودی و فرآیند مشاهده کرد: یک ذخیره دانش غنی، اما کم استفاده و پتانسیل فرآیندهایی که از طریق آن ها می توان دانش را تولید و جذب کرد و انتقال داد. مفاهیم شامل استفاده از روش های جدید برای استخراج دانش فنی بومی نیز می باشد. تغییر در ارزش ها و نظام های پاداش دهی به         حرفه ای ها و مقامات، با توسعه روستایی و نیاز به پژوهش و تجزیه و تحلیل بیش تر مرتبط است.

نسخه الکترونیک و پی دی اف این شماره از بولتن آی دی اس در نشانی اینترنتی زیر در دسترس و قابل دانلود است:

https://bulletin.ids.ac.uk/index.php/idsbo/article/view/3217/3269

[1]  Robert Chambers 

[2]  Institute of Development Studies, University of Sussex   

[3]  Bias 

[4]  Mariah Cannon   

[5]  Stephen Thompson   

[6]  Melissa Leach

[7]  Peter Taylor

[8]  Rural Development   

[9]  In Search of Professionalism, Bureaucracy and Sustainable Livelihoods for the 

21st Century

 

 [10]   Rural Development Tourism 

[11]  Indigenous Technical Knowledge (ITK) 

[12]  Indigenous Technical Knowledge: Analysis, Implications and Issues

[13]  Power

[14]  Transforming Power: From Zero-Sum to Win-Win?   

[15]  Jenny

[16]  Bureaucratic Reversals and Local Diversity   

[17]  Fitzgerald

[18]  Robert Chambers and the IDS Bulletin – Some Reflections for Now and the Future 

[19]  Looking Back to Move Development Forward – A Fireside Chat with Robert Chambers 

 

[20]  Rosalind Eyben

[21]  Managing Rural Development   

[22]  Deryke Beishaw

[23]  Overseas Development Group of the University of Norwich 

[24]  Special Rural Development Programme (SRDP)   

[25]  The Self-Deceiving State 

[26]  All Power Deceives 

[27]  Self-Sustaining Systems of Power   

[28]  Sharing and Co-Generating Knowledges: Reflections on Experiences with PRA and CLTS 

[29]  Participatory Rural Appraisal (PRA) 

[30]  Participatory Reflection and Action   

[31]  Community‐Led Total Sanitation (CLTS)   

[32]  Michael Howes

به این نوشته رای دهید.