مؤلف: پروفسور هانس اچ مونکنر و دیگران(فائو۱۹۹۲)،مترجم حمید رضا زرنگار، ویراستار: صادق احمدیان‌پور،معاونت ترویج و مشارکت مردمی وزارت جهاد سازندگی(جهاد کشاورزی فعلی)مدیریت مطالعات و بررسیها، تهران: ۱۳۷۴.

دخالت خود ساخته عناصر محلی در فرآیند توسعه و تحرک بخشیدن به منابع بومی برای نیل به توسعه ملی و محلی ، زیربنا و شالوده نگرشی را تشکیل می­دهد که از آن می­توان با عنوان ” توسعه مشارکتی” یاد کرد. اعتقاد به چنین عقیده­ای، خود بخود  طراحان ، برنامه­ریزان ، مجریان و دست اندرکاران سیاست­ها و پروژه­های توسعه را به پی­ریزی و اجرای رهیافت­های جلب و به­کارگیری نیروی انسانی و منابع بومی در توسعه روستایی ملزم می­سازد.

“خودیاری” در مقام یک ابزار اساسی و ضروری دستیابی به مشارکت مردمی برای ارتقای شرایط اقتصادی و اجتماعی ، افق‌های نسبتاً روشنی را در مسیر تحقق چنین توسعه­ای فراروی می­نهد . مفهوم خودیاری اگرچه می­تواند گهگاه در بعد اقتصادی و نهادهای تعاونی تبلور و تجلی یابد، اما در حقیقت حایز معنایی گسترده و چند وجهی است. بدین ترتیب جنبه­های اقتصادی در کنار سایر وجوه خودیاری قرار می­گیرد و اهداف اقتصادی در زمره مهم‌ترین هدف‌های خودیاری تلقی می­شود .

در سالیان اخیر در نظریه­های نوین توسعه روستایی ، بر ارزش و اعتبار عوامل انسانی و بومی افزوده شده است. انگیزش استعدادهای نهفته محلی و ایجاد و تقویت نهادهای مردمی برای توسعه روستایی خمیر مایۀ اصلی غالب این نظریه­هاست. بر این اساس ، آن‌چه بر استحکام و مداومت توسعه روستایی می­افزاید، همانا اراده و همت کسانی است که توسعه برای آن‌ها و به دست آن‌ها تحقق می­یابد . دخالت دولت‌ها در این میان باید در جهت ارشاد و هدایت انگیزه­­های مردمی و حمایت از ایجاد و گسترش نهادهای مردمی و غیردولتی توسعه باشد.

“فقرزدایی” به عنوان یکی از جنبه­ های اساسی توسعه همواره در کانون توجه صاحبنظران و دست­اندرکاران توسعه روستایی بوده است . ضرورت مداومت کوشش‌ها در این حوزه ، گرایش بسیاری از آنان را به سمت طراحی و ایجاد قالب­های نهادی – مردمی فقرزدا و از جمله نهادهای خودیاری سوق داده است . خودیاری به معنای واقعی کلمه ، از نقطه نظر طرفداران آن در دراز­مدت می­تواند جایگزین کوشش‌هایی گردد که در گذشته به صورت پراکنده از سوی منابع دولتی و بین­المللی برای رفع آلام جوامع محروم روستایی صورت می­گرفت .

اثر حاضر با اعتقاد به چنین نگرشی فراهم گردیده است. این کتاب حاوی مجموعه­ای از سیاست­ها و راه‌کارهای گسترش و حمایت از خودیاری در جوامع روستایی است . ضمن آن که امید پدید آورندگان این نوشته آن بوده که در نتیجه مطالعه اثر حاضر ، تحولی صحیح در ذهنیت سیاستگذاران و دست­اندرکاران توسعه روستایی در باب معنای مشارکت مردمی در توسعه روستایی صورت پذیرد و به مفهوم اصیل خودیاری نیز دست یافته شود .

سازمان‌های خودیاری با خصلتی عضوگرایانه و تحت نظارت اعضا، در قلب توسعه روستایی مشارکتی قرار دارند ، هر چند که تاریخ توسعه در قرن گذشته ، اغلب شاهد رکود و سستی این نهادهای محلی بالقوه نیرومند بوده است .

سازمان خوار و بار کشاورزی ملل متحد “فائو” بر اساس تجزیه و تحلیل تجربیات خود و سایر سازمان‌هایی که با گروه‌های خودیاری کار کرده­اند ، رهیافت جامع و یکپارچه­ای در باب گسترش چنین تشکل­هایی تدوین کرده است. تشخیصی که مبتنی بر کمک‌های ویژه سازمان باشد غالبا حایز منافع درازمدت قلیلی است و حتی می­تواند پایه توسعه سازمان‌های نیرومند و مستقل را متزلزل سازد . “فائو” امروزه در پی آن است تا به کشاورزان و اقشار محروم روستایی برای ایجاد سازمان‌های خودگردان و به لحاظ مالی قائم به ذات ، در جهت منافع اقتصادی و اجتماعی اعضای آنها یاری رساند . پیرامون رهیافت مذکور در کتاب توضیحات مبسوطی ارائه خواهد گردید .

 مقصود نهایی از پدیده گسترش خودیاری حمایت از تاسیس تشکیلات خودیاری خودگردان و خوداتکا و توانمند ساختن آن برای ادامه حیات است . برای دستیابی به این مهم سه راهبرد مختلف به کار می‌رود:

ـ تاسیس سازمان‌ها یا حرکتهای جدید خودیاری (راهبردهای تاسیس سازمان‌های خودیاری).

ـ افزایش توانایی سازمان‌های خودیاری موجود برای ادامه حیات (راهبردهای تنوع بخشی به سازمان‌های خودیاری).

ـ تغییر شکل سازمان‌های موجود تحت کنترل دولت به سازمان‌های خودیاری مستقل (راهبردهایی برای غیردولتی‌کردن سازمان‌های خودیاری).

راهبردهای فوق‌الذکر در واقع عصاره رهیافتی تحت عنوان «نظام‌های مدیریت متناسب برای تعاونی‌های کشاورزی» است که از آن با واژه اختصاری AMSAC[1] یاد می‌شود. پنج عنصر اساسی در این رهیافت عبارتند از مشارکت، مدیریت، تنوع بخشی، یکپارچه‌سازی و آموزش (ر.ش. به گفتار پنجم).

مراحل مطالعه حاضر از این قرار است:

ـ تعریف خودیاری و گونه‌های مختلف سازمان‌های خودیاری (گفتار اول).

ـ تجزیه و تحلیل شرایط اساسی توسعه سازمان‌های خودیاری خوداتکا (گفتار دوم).

ـ تبیین روند تصمیم‌گیری راهبردهای یک عضو بالقوه، قبل از پیوستن به سازمان خودیاری؛ آزمون« SHO » (گفتار سوم).

ـ تشریح شرایط اصلی برای بقای سازمان‌های خودیاری(گفتار چهارم).

ـ ارائه عناصر اساسی موجود سه راهبرد اثربخش تاسیس، تنوع بخشی و غیردولتی‌کردن سازمان‌های خودیاری (گفتار پنجم).

ـ تعیین یک راهبرد مناسب برای برنامه‌ریزی، اجرا، نظارت و ارزشیابی برنامه‌ها و پروژه‌های اثربخش گسترش خودیاری (گفتارهای ششم تا هشتم).

ـ ارزشیابی ابزارهای رایج در گسترش خودیاری (گفتار نهم).

ـ‌ خلاصه تجارب کلی در انتخاب موسسات همکار، نیروی انسانی و نیز چارچوب زمانی پروژ‌های گسترش خودیاری (گفتارهای دهم تا دوازدهم).

[۱]AMSAC (Appropriate Management Systems for Agricultural Cooperatives)

5/5 - (1 امتیاز)